معلمان کارآمد
این صحنه را تجسم کنید: معلم با اخم وارد کلاس میشود، رو به دانشآموزان میگوید: ساکت، خودکار و یک ورق آماده کنید. میخواهم یک امتحان از درس جلسه پیش بگیرم تا مشخص شود چه حد درس را یاد گرفتهاید سپس روی صندلی و پشت میزش مینشیند تا سوالات را بگوید و دانشآموزان پاسخ دهند. چه کسالتآور! کلاس درس این معلم این گونه است. آیا او یک معلم موثر و کارآمد است؟
معلم بودن در جامعه امروزی کار مشکلی است و هر شخصی مناسب تدریس نیست. معلم افزون بر عاشق تدریس بودن و کار کردن با دانشآموزان، باید آموزش موثر بدهد.
آموزش موثر چیست؟ به طور معمول بارها این سوال پرسیده شده است. سادهترین پاسخ این است، آموزش موثر زمانی انجام میگیرد که راهبردهای مختلف در کلاس اجرا شود و زمانی آموزش موثر اجرا میشود که تاکید بر فهمیدن است و نهتنها پاسخ صحیح دادن.
معلمان کارآمد که بتوانند آموزش موثر بدهند ، امروزه خیلی سخت پیدا میشوند؛ چراکه این گونه تدریس، شغلی مثل بقیه شغلها نیست.
1- یک معلم کارآمد نهتنها در نوع آموزش دادن استاد است؛ بلکه یک آموزشدهنده با پشتکار احساسی قوی است. او هر روز با دانشآموزان مختلف با Backgroundها، مهارتهای یادگیری و هیجانات و عواطف مختلف ارتباط میگیرد.
2- او میداند برای موفق بودن در کلاس، نوشتن واضح موضوعات و داشتن یک نقشه برای هر روز و در عین حال نظم و قانون لازم است. او بیشتر از زبان کلامی استفاده میکند که تمامی دانشآموزان آن را متوجه شوند. برای هر جلسه نقشه خاصی دارد، به همین دلیل از قبل میداند در چه مورد میخواهد صحبت کند و آنها را در قالب عناصر سادهتر و معنیدار به همراه مثال و داستانهایی بیان میکند که همه آن را متوجه شوند.
3- او میداند هر دانشآموزی روش خاصی برای یادگیری دارد؛ مثلا بعضی از طریق بینایی، بعضی نوشتن، بعضی از طریق شنیدن و بعضی از طریق کار در گروه یاد میگیرند. بنابراین روشهای مختلف یادگیری را استفاده میکند تا به همه افراد با دانشها و روشهای مختلف فرصت یادگیری دهد.
او میداند درسش را چگونه بدهد که همه متوجه شوند و در عین حال در طول کلاس، حواسشان به درس باشد و همه با هم پیش روند.
او میداند مغز پس از 20 دقیقه تمرکزش را از دست میدهد، بنابراین از روشهای مختلف استفاده میکند تا دانشآموزان علاقهشان را از دست ندهند. زمانی که به روش سخنرانی درس میدهد، هر 20 دقیقه بحث را با یک سوال، بحث و یا فعالیتهای مختلف مرتبط قطع میکند. در عین حال از موضوع خارج نمیشود.
4- یک معلم کارآمد همیشه علاقهمند، فعال و منظم است. او به همه دانشآموزان اهمیت میدهد. با کلاس و دانشآموزان قاطی میشود و مبادله فکری دارد. او میتواند همه را به طور مساوی در کلاس شرکت دهد. خود را مسوول میداند که به تمامی دانشآموزان پاسخ دهد و اشتباههای آنان را بیآن که احساس بدی به آنها دست بدهد، تصحیح کند. اگر فردی هم پاسخ صحیح داد، توضیح میدهد که چرا پاسخ صحیح است. به این طریق نشان میدهد یادگیری نیازمند دانشآموزانی است که اطلاعات را تجزیه و تحلیل کنند، نه دانشآموزانی که بدون فهمیدن، اطلاعات یا جواب پرسشها را میدانند.
5- او در عین سرزنده و پرانرژی بودن، مهربان و صبور است. اجازه میدهد دانشآموز تدریس او را قطع کند تا سوالی را که دارد، بپرسد. وی همیشه برای دانشآموزان آماده است چه پیش و چه پس از کلاس حتی اگر در کلاس بماند. برای آن گروه از دانشآموزانی که نیاز به کار بیشتر دارند، تکالیفی آماده میکند تا به آنها آموزش دهد. علاوه بر این، به دانشآموزان یاد میدهد چگونه به منابع آموزشی، مراکز آموزشی و کتابخانهها که برای یادگیری طولانیمدت هم هستند، دست یابند.
6- یک معلم کارآمد با والدین دانشآموزان در ارتباط است، نهتنها وقتی در درس ضعیف هستند، بلکه وقتی خیلی عالی هستند با خانوادهها در ارتباط است. آیا والدین دوست ندارند بشنوند که فرزندانشان در مدرسه چقدر خوب و عالی هستند؟
7- یک معلم کارآمد میداند که تا چه اندازه رفتارهای غیرکلامی مهم هستند و به این جهت از حرکات دست و صورت و بدن استفاده میکند. در کلاس حرکت میکند و مهمتر از همه با دانشآموزان تماس چشمی برقرار میکند. او با رفتار خود باعث میشود تمامی دانشآموزان احساس کنند معلم آنها را دوست دارد و به آنان احترام میگذارد. چرا که او میداند هرگاه دانشآموز احساس کند دوست داشته شده و با همه به یکسان رفتار میشود، انگیزه بیشتری برای یادگیری خواهد داشت.
در تحقیقی که میان دانشآموزان 1312 ساله انگلیسی انجام شده، این موضوع کاملا مشهود است. دانشآموزان در پاسخ به این سوال تحقیقی که یک معلم کارآمد کیست؟ گفتهاند:
یک معلم خوب مهربان و بخشنده است، به حرف ما گوش میکند، ما را تشویق میکند، رازنگهدار است، درس دادن به بچهها را دوست دارد، موضوعات مورد علاقه بچهها را دوست دارد و از درس دادن به بچهها لذت میبرد. برای توضیح دادن مسائل وقت میگذارد. وقتی نمیدانیم چه بکنیم، به ما میگوید چه بکنیم. اجازه میدهد حرف خودت را بزنی. به نظرات شما اهمیت میدهد، در مقابل شما تسلیم نمیشود، باعث میشود احساس کنید باهوش هستید، با همه یکسان رفتار میکند، برای شما بلند میشود و به شما احترام میگذارد و واقعیت را میگوید.
با این تحقیق مشخص میشود یک معلم موثر نقش بسزایی در آینده کودکانمان خواهد داشت؛ چرا که او میداند کودکان نیاز به حمایت، راهنمایی و آموزش درست دارند تا در زندگی، نهتنها در شغلی که انتخاب میکنند، بلکه به عنوان یک فرد در زندگی موفق شوند.
ه / منبع : جام جم
کلیدهای شوهرداری
همه خانمها دلشان میخواهد قلب شوهرشان را
کاملا تسخیر کنند و از او حرفهای حقشناسانه و محبتآمیز بشنوند، اما اغلب آنها
گاه و بیگاه دچار امواج خشم، بیاحساسی، بیحوصلگی و کمتوجهی شوهرانشان میشوند.
روانشناسان و مشاوران خانواده اعتقاد دارند که آقایان، پیامهاى دیدارى را دریافت
مىکنند و خانمها پیامهاى شنیدارى را دوست دارند.
یعنی اگر میخواهید جذاب
باشید اول از همه به ظاهر خودتان رسیدگی کنید. توجه به سلامت و فعالیتهاى جسمانى،
نظیر قدم زدن و نرمش میتواند قدرت نفوذ شما را بالا ببرد.
سعی کنید خودتان را
دوست داشته باشید و فعالیتهایی را که خودتان را راضی میکند انجام دهید تا اعتماد
به نفستان بالا برود. اگر فکر کنید دوستداشتنی نیستید کسی هم شما را دوست نخواهد
داشت.
سعی کنید شادمانی را به زندگی خود راه دهید. زنانى که همیشه شاد هستند و
در مورد خود احساس خوبى دارند، بیشتر مورد توجه همسرشان هستند و از جذابیت بیشترى
برخوردارند.
وقتی شوهرتان خسته از کار روزانه به خانه برمیگردد به استقبالش
بروید و با خوشرویی از او پذیرایی کنید و هنگام رفتن به سر کار او را بدرقه
کنید.
وسایل او را از دستش بگیرید و از خریدهایش تعریف کنید.
اول از همه
خبرهای خوب را به او بدهید و نگذارید بچهها در بدو ورود از سر و کول او بالا
بروند.
اگر زمان غذا خوردن است از پیش آماده باشید و سفره را بچینید.
وقتی
همسرتان خسته و بیحوصله یا گرسنه است خواستههایتان را مطرح نکنید. پیش از غذا
خوردن در خواست انجام کاری نکنید.
اگر همسرتان بدقولی کرد یا دیر به خانه آمد و
توضیحی نداد بعد از رفع خستگی با ملایمت از او علت تاخیرش را بپرسید و بگویید که
برای او نگران شدهاید.
اگر همسرتان کم حرف میزند فضایی برای تنهایی او قرار
دهید و برای سرگرمی خود از کمحرفی او شکایت نکنید. اگر تنها میمانید شما هم با یک
سرگرمی شخصی اوقات خود را پر کنید تا زمانی که همسرتان خود درخواست کند حرفهایش را
بشنوید.
شاید عجیب باشد ولی خیلی شنیده میشود که مردان، زنان باهوش را دوست
ندارند و دلشان میخواهد همسرشان نسبت به آنان معلومات کمتری داشته باشند. این
موضوع به آنان حس بهتری میدهد و برعکس این موضوع حس حسادت و رقابتشان را
برمیانگیزد. بنابراین جلوی آنها ابراز فضل نکنید و تا جایی که میتوانید با وجود
توانایی جسمی و فکری از آنان کمک بخواهید. به همسرتان احترام بگذارید و به جای رقیب
درست کردن برای او از او تعریف و تمجید کنید.
در ناراحتیهایش شریک شوید و
شنونده خوبی باشید و پند و اندرز دادن را کنار بگذارید و از گفتههایش سوءاستفاده
نکنید. آشپزخانه پررونقی داشته باشید و اگر میخواهید از شوهرتان کمک بگیرید از
کارهای ناشیانهاش ایراد نگیرید و هر کار خوب او را تحسین کنید تا برای انجام بقیه
کارها، ترغیب شود.
منبع :روزنامه جام جم
من با خندهام جادو کردم
یک روز فرشتههای خوب خدا از آسمانها به زمین آمدند تا روی شانه راست آدمها بنشینند و کارهای خوب آنها را یادداشت کنند.
ادامه مطلب ...
گوش شنوای همسرمان باشیم
تا چه حد باید به حرف های همسرمان گوش دهیم؟
آیا با مهارت خوب گوش دادن به حرف های طرف مقابل مخصوصاً اگر آن شخص همسرتان باشد آشنایی دارید؟
آیا تاکنون شده است که تا انتها به حرف های همسرتان گوش بدهید و بعد آماده ی پاسخگویی شوید؟
تا به حال چند بار هنوز او چند کلامی بیشتر نگفته به میان صحبت های او پریده اید و موضع پاسخ به خود گرفته اید؟
چند مرتبه پیش آمده به خاطر گوش ندادن صحیح به حرفهای همسرتان دچار سوء تفاهم و بنای دعوا را با او بگذارید.
آیا اخیراً متوجه شده اید که با ادامه ی این رفتارها دیگر همسرتان تمایلی به صحبت کردن با شما ندارد و کار و خستگی را بهانه می کند؟
در اغلب موارد فقط و فقط ما صدای گوینده را می شنویم؛ بدون این که توجهی به حرف های او داشته باشیم. چه بسا اگر همسرمان از ما بخواهد که حرف های گفته شده را بازگو کنیم، حتی یک جمله را هم به خاطر نیاوریم و حفظ و ادامه این عادت زشت و ناپسند در نهایت باعث ایجاد کدورت و سوء تفاهمات بسیار و در نتیجه از هم پاشیدگی زندگی زوجین شود.
اما منظور از گوش دادن، زمانی است که ما قصد و هدف به چیزی گوش می دهیم؛ مثل زمانی که تلویزیون را سر ساعت روشن می کنیم تا اخبار و پیش بینی وضعیت آب و هوا را گوش دهیم، در ارتباط با دیگران هم همین اتفاق می افتد. برای گوش دادن کامل و درست به آدم ها «مخصوصا همسرتان» رعایت نکات زیر می تواند کمک خوبی باشد:
1- شنیدن دربست با هر دو گوش
خانم ها معمولا در هنگام گوش دادن به سخنان طرف مقابل شان، عکس العمل هایی نیز نشان می دهند. مثلا:
سر خود را تکان می دهند یا با گفتن بله، اهوم و می فهمم، توجه خود را نشان می دهند. اما در مقابل آقایان در زمانی که به دیگران گوش می دهند، معمولا عکس العمل زیادی از خود نشان نمی دهند. این تفاوت می تواند در زمان گفت و گو بین همسران مشکلاتی ایجاد کند. ممکن است شما هم این گلایه ها را از زبان خانم های اطراف خود شنیده باشید که همسرانشان به حرف آنها گوش نمی کنند و به آن ها بی توجه هستند؛ در حالی که آقایان معتقدند در آن زمان به حرف های همسرانشان گوش داده اند.
دانستن این تفاوت می تواند به بهبود رابطه ی زوجین کمک کند؛ راه حل این است که انتظارات مان را از همسرمان با توانایی ها و عادات او هماهنگ کنیم و با دانستن خواسته ی او خودمان را هم کمی تغییر دهیم و یا بهتر است در زمان گوش دادن به همسرمان، شعله ی گاز را خاموش کنیم، روزنامه را کنار بگذاریم، در کنار او بنشینیم و ضمن گوش دادن با بیان اظهاراتی، توجه خودمان را نسبت به او نشان بدهیم.
2- حق با شماست
آقا می خواهد حرف بزند اما روحیه او مناسب ایراد و انتقاد از طرف خانم ها نیست. خانم هم می خواهد صحبت کند اما دلش نمی خواهد راه حل بشنود. اگر در زمان گفت و گو با همسرمان به احساسات و نیازهای او در آن لحظه دقت نکنیم، لحظات سختی را پیش رو خواهیم داشت. بسیاری از ما هنگام صحبت با دوستان یا همکاران مان به خوبی می توانیم برای دقایقی نیازهای خودمان را کنار بگذاریم و با تمام وجود به آن ها توجه کنیم.
اما در رابطه با همسرمان، متأسفانه وضعیت کمی پیچیده تر است. گاهی اوقات حاضر نیستیم حتی برای لحظاتی کوتاه مطابق انتظارات او رفتار کنیم. شاید بهتر باشد برای پیدا کردن انگیزه جهت کوتاه آمدن، تنها به احساسات لحظه ای خودمان یا اتفاقاتی که در 5 دقیقه ی آینده می افتد، توجه نداشته باشیم. کمی نیز به آینده ی روابط مان فکر کنیم. برای شروع بهتر است قبل از گفت و گو، انتظارات خود را از همسرتان مستقیما با او در میان بگذارید. البته بهتر آن است که به نشانه هایی که همسرمان در زمان صحبت بیان می کند نیز توجه کافی داشته باشیم.
برای نمونه زمانی که آقا می گوید: « همه اش تقصیر خودم است، اگر از اول این پروژه را قبول نمی کردم، حالا این طور به دردسر نمی افتادم. در این مدت این قدر سرم شلوغ بوده که اصلا نفهمیدم کی این هفته ها تمام شد، دیگه خسته شدم...»
در این شرایط دیگر خودتان باید حدس بزنید که اگر همسرتان دارد از کار زیادش شکایت می کند، تنها نیاز دارد شما به او گوش دهید، نه اینکه بگویید: «تقصیر خودته، من که گفتم پروژه را بی خود قبول نکن!». یا در نظر بگیرید خانم می گوید: «می دانم ایرادم کجاست. نمی توانم به هر کسی که از من کمک می خواهد، نه بگویم. در نتیجه یک دفعه کارها روی سرم خراب می شود. انگار گاهی وقت ها خودم بین این همه کار گم می شوم... ». در شرایطی که خانم می داند مشکلش چیست و البته درخواست کمک برای پیدا کردن راه حل ندارد، بدترین کار این است که آقا به خانم بگوید: «خب، یک دفعه که به یکی از این آدم ها نه بگویی، بقیه هم حساب کار دست شان می آید.» به جای اصرار به اظهار نظر سریع، بهتر است برای دقایقی سکوت کنیم و بعد از آن که کاملا متوجه شدید همسرتان درباره ی چه موضوعی صحبت می کند و انتظارش از شما چیست، به اظهار نظر بپردازید.
3- اول شما بفرما
عادت قطع کردن صحبت یکدیگر، مشکلی است که البته به زندگی مشترک محدود نمی شود و هر کس این عادت را داشته باشد، باعث آزار دیگران می شود. در صورتی که همسرتان چنین عادتی دارد، در برخورد با آن به 2 نکته توجه داشته باشید؛ چنین کاری را معمولا بیشتر آقایان انجام می دهند. عجله ی آن ها برای اتمام صحبت و تمایل به حدس زدن به جای گوش دادن، ممکن است از دلایل بروز چنین اتفاقی باشد.
اما نکته دوم که البته اهمیت بسیار زیادی نیز دارد؛ این است که اگر همسر شما چنین عادتی دارد، در بیشتر مواقع این عادت محدود به شما نیست. اگر دیشب همسرتان هنگام صحبت در مورد موضوعی مهم حرف تان را قطع کرده، دلایل عجیب و غریبی برای آن نتراشید؛ این که به شما بی توجه است یا برایتان ارزش قائل نیست. یادتان باشد این عادت همسرتان است و ربطی به حساب و کتاب های بین شما 2 نفر ندارد. این یادآوری کوچک می تواند از شخصی کردن موضوع تا حد زیادی جلوگیری کرده، از بگو مگوهای بعدی پیشگیری کند.
البته کسانی که چنین عادتی دارند باید توجه داشته باشند که اگر در ارتباط با دیگران ممکن است چندان دچار مشکل نشوند، اما در ارتباط با همسر وضعیت متفاوت است. در زندگی مشترک تعارفات کنار گذاشته می شود و در نتیجه اعتراضات بیشتر شنیده می شوند. در واقع این عادت ایراد گرفتن همسرتان نیست که باعث می شود بارها به شما تذکر دهد که حرفش را قطع نکنید، بلکه تنها صمیمی بودن اوست که به چنین نتیجه ای منجر می شود. بهتر است اگر چنین عادتی دارید، بیشتر از قبل، خودتان را در خانه کنترل کنید.
4-از دادن پاسخ های تلگرافی اجتناب کنید.
اگر هنگام صحبت همسرتان فقط به پاسخ هایی مثل بله یا اوهوم اکتفا کنید، ممکن است بعد از چند جمله، گفت و گو تمام شود. برای ادامه دادن گفت و گو و البته نشان دادن علاقه مان به موضوع و البته همسرمان لازم است هنگام صحبت، سوالاتی هم بکنیم. مثل هر کار دیگری، اگر دفعات این کار خیلی زیاد کم باشد می تواند به موضوعی آزاردهنده تبدیل شود.
البته تنها سوال کردن هم نمی تواند همیشه باعث ادامه ی گفت و گو شود. بعضی از افراد «به ویژه آقایان» عادت دارند به سوالات، بسیار کوتاه یا تلگرافی پاسخ دهند. در این مواقع، تغییر نوع سوال می تواند راه خوبی برای ادامه دادن گفت و گو باشد.
پرسیدن سوال های کلی تر و سوالاتی که با یک بله یا خیر نمی توان جواب شان را داد، در این شرایط کمک کننده هستند. نکته ی مهم دیگر در طرح سوال، این است که کمتر از سوالاتی که با چرا شروع می شوند استفاده کنید. این نوع سوالات «به ویژه در زمان گفت و گو درباره ی اتفاقات ناخوشایند» دلخوری ها را افزایش می دهد؛ چرا که همسرتان حس می کند که می خواهید او را به نوعی، محاکمه و خلع سلاح کنید.
5- یعنی درست فهمیدم؟
مشاوران و روانشناسان در برخورد با مراجعان شان از تکنیکی به نام بازگویی استفاده می کنند. در این روش مشاور، قسمت های مهم و برجسته ی صحبت مراجعه کننده را دوباره تکرار می کند. این روش باعث جلب اعتماد گوینده می شود؛ چرا که او مطمئن می شود حرف هایش با دقت شنیده شده است. شما نیز می توانید در ارتباط با همسرتان درباره ی احساساتش صحبت کنید، بسیار مفید است.
به گفته یکی از روانشناسان خانواده، تصدیق، بحث، گفتگو و گاه انتقاد می تواند به تقویت روابط بین دو نفر کمک شایان ذکری نماید، زیرا آنان از این راه دریابند که برای دیگری ارزشمند هستند و امور روزانه و مشکلات یکی از آن دو دیگری را هم می رنجاند و همچنین کسب موفقیت ها و پیروزهای آنان باعث سربلندی همسران شان خواهد شد.
منبع: بانو 30
ازدواج در عین بی پولی
کمکم ازدواجهای پایدار میروند که به خاطراتمان بپیوندند. یادش بخیر! کمی قدیمترها جوان تا دست راست و چپش را میشناخت بزرگترها برایش آستین بالا میزدند و سوروسات عروسی راهمیانداختند.
عشق وپول
به ندرت امکان داشت سن دختر و پسری از 20 سال بگذرد و مجرد مانده باشد. آن روزگار اصلا اسم طلاق کراهت داشت و کسی جرات عنوان کردن چنین کلمهای را در خانواده نداشت؛جز مواردی خاص. افسوس که این روزها شرایط دگرگون شده است. سن ازدواج دخترها و پسرها بالا رفته، خیلیها اصلا انگیزه ازدواج ندارند و طلاق هم امری طبیعی شدهاست و مسئولان هم تاکنون نتوانستهاند این آب رفته را به جوی بازگردانند.
چند وقت پیش «محمد سیاح» مدیرکل دفتر آمار، اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبتاحوال کشور مانند سال گذشته اعلام کرد ازدواج در سهماهه نخست امسال نسبت به زمان مشابه سال پیش، کاهش و طلاق افزایش یافتهاست. طبق این آمار در سهماهه نخست امسال دویست و چهل و دو هزار و دویست و سه مورد ازدواج و سی و سه هزار و هفتصد و هشتاد و دو مورد طلاق در کشور رخ داده و استان تهران با هفت هزار و سیصد و ده طلاق رکورددار طلاق در کشور است. این آمار نشان میداد که ازدواج 2 /6درصد کاهش و آمار طلاق 2 /16درصد افزایش داشته است. رشد آمار طلاق و کاهش ازدواج و بیانگیزگی در جوانان برای تشکیل خانواده، کمکم میرود به یک اصل پذیرفتهشده در جامعه تبدیل شود اما آیا جامعه تحمل تاوان عواقب آنرا خواهد داشت؟
سخن پول
بیانگیزگی جوانان برای تشکیل خانواده که طی سالهای اخیر روند روبهرشدی داشته زنگ خطری برای جامعه بهشمار میرود و از وجود مشکلات اساسی در برنامهریزی مسئولان این حوزه خبر میدهد. کارشناسان دلایل مختلفی همچون مشکلات اقتصادی، جامعهگریزی، تنوعطلبی، مسئولیتگریزی، ترس از شکست در زندگی، همچنین رقابت و قدرتطلبی زن و مرد در زندگی مشترک را از دلایلی میدانند که تمایل به ازدواج را کاهش دادهاست اما اغلب جوانان بیپولی را بزرگترین سد مقابل خود میدانند.
آنها امروز پذیرفتهاند که مخارج این مراسم را میتوانند در زندگی مشترکشان هزینه کنند و به برگزاری یک مراسم بسیار ساده و کمهزینه هم قانع شدهاند؛ مشکل اصلی پس از ازدواج است.
بیپولی در شرایط اقتصادی فعلی به سدی بزرگ در برابر ازدواج تبدیل شدهاست و برخی از شخصیتهای حقیقی و حقوقی برای عبور از این سد، بر ازدواج و برگزاری مراسم ساده و امثال آن اشاره میکنند؛ درصورتیکه اصلا درد جوانان دمبخت، نداشتن پول برای برگزاری مراسم عروسی نیست. آنها امروز پذیرفتهاند که مخارج این مراسم را میتوانند در زندگی مشترکشان هزینه کنند و به برگزاری یک مراسم بسیار ساده و کمهزینه هم قانع شدهاند؛ مشکل اصلی پس از ازدواج است. پسری که امروز در خانه پدری روزگار میگذراند و بدون پرداخت اجارهبها و مخارج زندگی مشترک از مشکلات مالی مینالد حتی اگر دانشجو و سرباز نباشد و در این نابسامانی و بیکاری هم شغلی با ماهی سیصد-چهارصد هزار تومان حقوق برای خود دست و پا کرده باشد چطور بهخود جرات ازدواج بدهد؟ اجاره و هزینههای زندگی ساده و روزمره چنان سرسامآور شده که سادهزیستی را هم دشوار کرده است.
حقوق -دارایی-ازدواج
واقعبینی
دختر و پسری را یکشبه وارد خانه بخت کردن کار دشواری نیست اما اینکه آنها چطور باید در این زندگی مشترک خوشبخت شوند و به آرامش برسند و جامعه را بسازند جای تامل دارد. اجازه دهید با عینک خوشبینی برخی مسئولان به موضوع نگاه نکنیم و حقایق را ببینیم. فرض کنیم که جوانی با وام ازدواج و کمک دوروبریها، یک خانه که چه عرض شود یک سوئیت 40متری اجاره و بدون مراسم عروسی راهی زندگی مشترک شد، بعد چه میشود؟ مگر حقوق پایهای که تعیین شده بیش از 300-چهارصد هزار تومان است؟ اجارهبهای یک سوئیت 40متری در محلههای متوسط شهر تهران حدود چهارصد هزار تومان است؛ یعنی برابر با تمام حقوق این فرد. اصلا تصور کنید زوج گیاهخواری پیشه کنند و از خوردن گوشت کیلویی شانزده هزار تومان هم صرف نظر کنند و به جای پرداخت کرایههای سنگین تاکسی هم سواراتوبوس شوند و یارانهها را هم برای پول آب و برق و گاز کنار بگذارند، باز هم ماه را به آخر نخواهند رساند. جوان امروز تمام این موارد را حساب میکند و نهایتا انگیزه ازدواجش را از دست میدهد. حتی اگر فردی با تمام این شرایء به هر دلیلی تصمیم به ازدواج بگیرد آیا در زندگی توأم بافشار به آرامش و تعالی که هدف اصلی ازدواج است خواهد رسید؟ کافیاست گشتی در دادگاههای خانواده بزنید و پای درد دل زوجهایی که برای جدایی مراجعه کردهاند بنشینید و سخنانشان را تحلیل کنید تا متوجه شوید بسیاری از آنها را مشکلات مالی، به مرور از هم دور و نهایتا از هم جدا کردهاست.
راهکاری که اجرا نشد
آمار حکایت از آن دارد که بیش از ده میلیون جوان مجرد در کشور وجود دارند که بخش زیادی از آنها با تاخیر ازدواج روبهرو هستند و بسیاری از آنها هم بهدلیل مشکلات مالی اصلا انگیزهای برای ازدواج ندارند و به ناچار یا احساسات و نیازهای خود را سرکوب میکنند یا دست به اقداماتی خلاف باورهایشان میزنند که در هر دو مورد پیامدهای ناخوشایندی برای فرد بهدنبال دارد.
در حقیقت ازدواج و تشکیل خانواده انگیزشی قدرتمند برای زوجین ایجاد میکند تا از آسیبهای گوناگونی که در زندگی مجردی در کمین آنهاست، مصون بمانند.
مشکلات مالی در حالی تبدیل به سدی بلند در برابر اجرای سنت پیامبر مکرم اسلام شده است که قانون تسهیل ازدواج که درتاریخ 27 آذرماه 84 به تصویب مجلس رسید و در تاریخ 7 دیماه همان سال مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفت هنوز به درستی اجرا نشدهاست. این قانون میتوانست کمی از مشکلات ازدواج بکاهد چرا که دولت موظف شده بود با استفاده از امکانات دولتی یا با کمک خیرین مسکنساز، مسکن موقت را بهمدت 3سال و به شکل رایگان در اختیار زوجهای جوان قرار دهد. به این ترتیب زوجهای جوان درابتدای زندگیشان حداقل دغدغه پرداخت اجارهبها را نداشتند و میتوانستند با خیالی آسودهتر برای آینده خود برنامهریزی کنند. همچنین در این قانون دولت موظف شدهبود به زوجهای جوانی که هیچ کدام دارای شغل نبودند، بهمدت دوسال کمکهزینه زندگی پرداخت کند و بعد از شاغلشدن آنها این مبلغ را بهتدریج پس بگیرد. افزایش مستمری سربازان و دانشجویان متأهل و تهیه خوابگاه برای دانشجویان متأهل بخش دیگری از وظایفی بود که مجلس در این قانون برای دولت مشخص کرد و میتوانست تا حدی انگیزه ازدواج را بالا ببرد اما دولت آنرا خیلی جدی نگرفت.
ازدواج
عواقب
اقدامات فرهنگی و اقتصادی که تاکنون از سوی مسئولان برای تسهیل ازدواج جوانان انجامشده بیتردید کافی و مناسب نبوده که باعث افزایش سن ازدواج و بیانگیزگی برای تشکیل خانواده شدهاست. اما این بیبرنامگیها و کمتوجهیها چه پیامدهایی خواهد داشت؟ بررسیها حاکی از آن است که میان ارتکاب جرم و بالا رفتن سن ازدواج رابطه مستقیم وجود دارد. روانشناسان معتقدند هنگامی که انگیزههای قوی نظیر امیال غریزی، تولیدمثل، استقلال زیستی و تشکیل خانواده به وسیله موانعی سرکوب شوند احساس ناکامی رخ میدهد و احساس، شخصیت و هویت فرد را زیرسلطه برده و بهتدریج تمامی ابعاد وجودی فرد را در برمیگیرد. از سوی دیگر افزایش سن ازدواج و عدمارضای امیال غریزی به شکلی درست، سبب شکلگیری عقدههای روانی و انباشت آنها در شخصیت فرد میشود و عصبیتهای روحی، طغیانگری، احساس پوچی و حتی میل بهخودکشی مجال بروز مییابند. نکته مهم اینکه روابط نامشروع پیش از ازدواج هم نهتنها به ارضای کامل و جامع منجر نمیشود بلکه بهدلیل غیراخلاقی بودنش عصبیتها را تشدید هم میکند.
افزایش امنیت درونی، بازیابی شخصیتی و حتی رفع برخی مشکلات ذهنی و روانی، بلوغ فردی و اجتماعی، افزایش مهارت و انگیزه و تولید ثروت میتواند پیامدهای ازدواج بموقع و موفق باشد. «غلامعلی افروز» روانشناسی که بیش از 30 سال درباره ازدواج و طلاق تحقیق کرده ازدواج را مهمترین انتخاب انسان در طول حیات و وجود همسر مناسب را سبب آرامش میداند و میگوید: «در حقیقت ازدواج و تشکیل خانواده انگیزشی قدرتمند برای زوجین ایجاد میکند تا از آسیبهای گوناگونی که در زندگی مجردی در کمین آنهاست، مصون بمانند». از این دیدگاه، سلامت شخصیتی فرد و جامعه مهمترین دستاورد ازدواج خواهد بود اما بسیاری از جوانان ما امکان انجام آنرا ندارند.
با این تفاصیل اگر مسئولان با اجرای قانون تسهیل ازدواج جوانان و اتخاذ راهکارهای مناسب و ریشهای همچون ایجاد شرایط کاری و اقتصادی مناسب، سد بیپولی را از مقابل جوانان دمبخت بردارند، شاهد افزایش انگیزه ازدواج و تولید ثروت در جامعه خواهیم بود در غیراینصورت باید منتظر عواقبی تلختر از شرایط کنونی باشیم که بیتردید گریبان تمام اقشار جامعه را خواهد گرفت.
تبیان
علیرضا دهقانیان-همشهری
توصیه هایی برای حفظ ازدواج
همواره راهی برای سرو سامان دادن به ازدواج وجود دارد. به قول معروف:«خواستن، توانستن است». درواقع باید هر دو طرف مایل به حفظ ازدواج خود باشند. دراین مقاله ها درمورد راههای حفظ یک ازدواج بحث می کنیم. آیا آماده اید؟ پس، شروع می کنیم!
به توصیه های زیر توجه کنید:
1- به طرف مقابل احترام بگذارید. همواره به شریک زندگی خود احترام بگذارید و حتی اگر با او موافق نیستید برای عقایداش اهمیت قائل شوید برای این کار گاهی لازم است یکی از طرفین کوتاه بیاید ولی رابطه همین است: سازش و تلاش برای حل مشکلات.
2-گذشت داشته باشید. یادتان باشد که هرکسی ممکن است دچار اشتباه شود و شما نباید از رفتار دیگران به خشم بیایید. درعوض شما باید اشتباهات همسرتان را فراموش کنید و یادتان باشد که هیچ کس کامل و بی نقص نیست. به علاوه شما باید مشکلات جزئی را به دست فراموشی بسپارید و مدام مشکلات گذشته را پیش نکشید.
3-با همسرتان ارتباط برقرار کنید و به نیازهای او توجه داشته باشید.
با همسرتان صریح حرف بزنید و چیزی را از او پنهان نکنید.
پنهانکاری اعتماد را از بین می برد. در عوض رو راست باشید و با شکیبایی به حرف های همسرتان گوش دهید. این کار نه تنها موجب نزدیکی بیشتر شما می شود بلکه محیطی گرم و دلپذیر را درخانه ایجاد می کند.
4- خوشبین باشید. هیچ کس دوست ندارد با افراد بدبین نشست و برخاست داشته باشد. برای تبدیل شدن به یک فرد خوشبین، از هیچ تلاش مضایقه نکنید، برروی مسائل مثبت تمرکز داشته باشید.
فرض کنید همسرتان یادش رفته کالاهایی را بخرد. به جای فریاد کشیدن و هیاهو راه انداختن، به خاطر خرید سایر اقلام از او تشکر کنید.
اگر لازم بود برای خرید کالاهایی که همسرتان فراموش کرده خودتان به سوپر مارکت بروید.
5-خود را نسبت به حفظ ازدواج تان متعهد بدانید. برقراری ارتباط کار دشواری است ولی اگر متعهد باشید عملی خواهد بود.
برای نشان دادن تعهد خود تا حد امکان زمان بیشتری را با همسرتان بگذرانید. رفتن به تعطیلات رابطه شما را تقویت می کند.
6-یادتان باشد شما می توانید به ازدواج خود سرو سامان بدهید با به کاربستن توصیه های فوق می توانید ازدواجی سالم و سرشار از عشق و صمیمیت داشته باشید. موفق باشید!
آیا ازدواج شما ارزش حفظ کردن را دارد؟
اگر در زندگی مشترکتان با مشکل مواجه شده اید باید هرچه زودتر درصدد کشف علت آن برآیید. آیا این مشکلات قابل حل هستند و یا باید از همسرتان جدا شوید؟ چگونه می توانید، دریابید که ازدواج شما ارزش حفظ کردن را دارد یا خیر؟
به موارد زیر توجه کنید:
1- به آزارهای جسمانی یا روحی توجه داشته باشید. آزارهای جسمانی به آسانی قابل تشخیص هستند. از خودتان بپرسید:«آیا من از همسرم می ترسم؟» اگر پاسخ تان مثبت باشد زمان پایان دادن به زندگی مشترک تان فرارسیده است.
بسیاری از زوجین آزارهای روحی را نادیده می گیرند و یا اصلاً تشخیص نمی دهند. برخی از علائم رایج آزارهای روحی از این قرار است: انتقاد مداوم، سرزنش، توهین، برخورد از موضع بالا و درخواست قطع پیوند با اعضای خانواده و دوستان. هر مسأله ای که باعث شود همواره درمورد خودتان احساس بدی داشته باشید آزار روحی محسوب می شود.
اگر به فکر بهبود اوضاع نیفتید باید منتظر بدتر شدن شرایط باشید
2-در مورد احساسات واقعی خود سوالاتی مطرح کنید و با صداقت به آنها پاسخ دهید. آیا هنوز عاشق همسرتان هستید؟ آیا از بودن درکنار او لذت می برید و یا این کار باعث خشم و سرخوردگی شما می شود؟
آیا ترجیح می دهید تنها باشید؟ آیا به همسرتان احترام می گذارید و احساس می کنید در ارزش ها و باورها پشتیبان او هستید؟
3-مشکلات تکراری را دست کم نگیرید. مشاجره درمورد مسائل جزئی، اختلاف نظر درباره همه مسائل، کنایه زدن، امتناع از تلاش برای حل مشکلات بزرگ، بی تمایلی به سازش و پیش کشیدن مسائل گذشته، نشان می دهد که ازدواج شما دچار مشکل شده،مشکلی که شاید قابل حل نباشد.
4-عامل صمیمیت را در رابطه خود جدی بگیرید: صمیمیت یعنی پیوند نزدیک، دوستانه و مهر آمیز با یک فرد دیگر.
آیا درمورد همسر خود چنین احساسی دارید و یا از تماس با او احتراز می کنید؟
5- مراقب سلامتی خود باشید. چقدر استرس دارید؟ آیا خوب می خوابید؟ آیا خوب غذا می خورید؟ آیا به طور منظم ورزش می کنید؟
آیا به بهداشت فردی خود توجه نشان می دهید؟ اگر ازدواج بر بهداشت فردی شما تأثیر منفی گذاشته موضوع را جدی بگیرید.
6- اگر شما و همسرتان به این نتیجه رسیده اید که نمی توانید رابطه خوبی برقرار کنید دراین باره با دیگران مشورت نمایید.
گاهی دیگران می توانند درمورد مشکلات به ظاهر لاینحل راه حل های خوبی ارائه دهند.
7-برای مدتی مشخص تمام توان خود را برای بهبود زندگی مشترک خود صرف کنید و در این راه دست از تلاش برندارید.
اگر درپایان این دوران همچنان احساس ناتوانی کردید، حداقل به این نتیجه می رسید که در وظیفه خود کوتاهی نکرده اید.
کیهان
ازدواج نیمه مستقل ،میان بری به خوش بختی یا جاده ای به طلاق
تعریفی که از ازدواج نیمه مستقل بیان شده براین مبنا قرار دارد که جوانان دراین طرح پس از جاری شدن خطبه عقد برای مدتی یعنی تا قبل از پیدا کردن شرایط مطلوب اجتماعی واقتصادی در خانه والدین بمانند وپس ازاین که حداقل ها را به دست آوردند زندگی مستقل خود را آغاز کنند.به هر ترتیب از زمانی که این طرح مطرح گردید حرفها وصحبتهای مختلفی از سوی کارشناسان ومسئولین درباره آن بیان شد.
این روزها اگر بخواهیم نگاهی به دغده های خانواده های ایرانی داشته باشیم متوجه خواهیم شد که بدون شک یکی از مهمترین آنها مثل همیشه ازدواج جوانان است،موضوعی کهنه اما همیشه تازه ومهم، هم برای خانواده وهم برای جامعه!اهمیت این موضوع باعث شده که جامعه شناسان ومسئولین همیشه درتلاش باشند تا فکری برای ریشه کن کردن موانعی کنند که مثل سدی محکم دربرابر افزایش آمار ازدواج موفق ایستاده است.
درهمین راستا تاکنون طرحهای مختلفی ارائه شده ،از جمله ازدواج نیمه مستقل هم یکی از همین طرحها بوده است،تعریفی که از این طرح تاکنون بیان شده براین مبنا قرار دارد که جوانان دراین طرح پس از جاری شدن خطبه عقد برای مدتی یعنی تا قبل از پیدا کردن شرایط مطلوب اجتماعی واقتصادی در خانه والدین بمانند وپس ازاین که حداقل ها را به دست آوردند زندگی مستقل خود را آغاز کنند.به هر ترتیب از زمانی که این طرح مطرح گردید حرفها وصحبتهای مختلفی از سوی کارشناسان ومسئولین درباره آن بیان شد،عده ای مخالف بودند وبعضی ها هم مخالف!
دراین میان حتی خود 15میلیون جوان آماده ازدواج هم گفته ها وحرفهای مختلفی از زاویه موافق ومخالف مطرح میکنند.اما از قرار معلوم اکثریت پسرهای جامعه با آن موافق هستند .مهدی که جوان 25ساله است دراین زمینه به خبرنگار ما می گوید:من فکر می کنم که ازدواج نیمه مستقل می تواند نقش مهمی در کاهش توقعات جامعه علی الخصوص خانواده های دختران داشته باشد.
درکنار این مسئله کارشناسان اجتماعی هم در مورد این مسئله تا به امروز هم نظرمخالف داشته اند وهم نظر موافق!
ازدواج نیمه مستقل راه حل مشکل ازدواج جوانان!
دکتر سالاری فر-استاد دانشگاه وروانشناس خانواده دراین زمینه بر این باور است که ازدواج نیمه مستقل میتواند طرحی باشد برای شروع دوباره ازدواج آسان!چرا که به عقیده او در چند سال اخیر به دلیل افزایش فوق العاده توقعات دختران وپسران ،علی الخصوص دختران جامعه آمار ازدواج کاهش پیدا کرده است.از سوی دیگر او به این نکته اشاره می کند که نمی توان به جوانان راه حلی نداد وبه نوعی آنان را در بلاتکلیفی نگه داشت .چرا که به هر ترتیب ازدواج امری است که برای داشتن جامعه اسلامی حتما باید صورت پذیرد، آن هم برای همه جوانان جامعه اسلامی!چرا که هم به تعبیر دین مبین اسلام وهم از لحاظ روانشناسی ازدواج نقش مهمی در کاهش فساد اجتماعی خواهد داشت وباعث گسترش آرامش روانی درمیان جوانان خواهد شد.این آرامش روانی می تواند نقش مهمی در کاهش تنشهای جوانان با خانواده وجامعه داشته باشد.
برای موفقیت این طرح باید آموزش داد
درکنار این مسئله به عقیده این استاد دانشگاه باید به جوانان وخانواده ها آموزشهای لازم را داد چرا که یکی از مهمترین لازمه های به تحقق رسیدن این طرح، آموزش خانواده ها وجوانان برای آمادگی دراین دوران است.چرا که دور بودن زوجها درازدواج نیمه مستقل نیازمند آموزشهایی است که حتما باید به خانواده وجوانان داده شود تا این طرح نتایج مثبت خود را نشان دهد. چرا که به عنوان مثال وقتی یک جوان بداند که زوج آینده او کیست وتنها باید کمی تحمل داشته باشد وبرای با هم بودن تلاش کند،از آرامش روانی خاصی برخوردار خواهد بود و می تواند تمام توان خود را روی کار وتلاش متمرکز کند.از سوی دیگر این آرامش روانی دریبن جوانان نتایج بسیار مثبتی هم خواهد داشت.
وی همچنین به این مسئله هم اشاره کرد که ممکن است درابتدا مخالفتهایی در جامعه وجود داشته باشد اما باید دقت کرد که نتایج مثبت این طرح به مراتب بیش از این مخالفتها ارزش دارد.هر چند که باید برای این مخالفتها هم فکری کرد وبا شرح شرایط ووضعیت ومزیتهای این طرح آن دسته از مخالفان را اقناع کرد که دراین موضوع نقش رسانه ملی بسیار مهم است.
کارشناس مخالف:طرح ازدواج خیلی آسان ،بهتراز ازدواج نیمه مستقل
اما این طرح درمیان کارشناسان مخالفینی هم داشته است.دکتر جمشیدی ها-جامعه شناس واستاد دانشگاه-دراین زمینه براین باور است که این طرح نمی تواند نتایج آن چنان مثبتی داشته باشد،بلکه حتی می تواند موجب افزایش آمار طلاق شود.چرا که به باور این استاد دانشگاه دور بودن زوج می تواند باعث ایجاد تنشها ودرگیریهایی شود که این موضوع شرایط نامطلوبی را به وجود خواهد آورد که در صورت افزایش می تواند به طلاق منجر شود.درکناراین موضوع به تعبیر وی سنتها وجامعه هم این موضوع را نمی پذیرد چرا که تعریف ازدواج درجامعه ما همیشه همراه با مستقل بودن آن است،و جامعه کشش تعریفی به غیر از این را ندارد.وهمین عدم کشش از سوی جامعه است که می تواند باعث افزایش تنشها ودرگیریها شود.اما جمشیدی ها راه حل مشکلات فعلی در زمینه ازدواج را ترویج ازدواج آسان دانست.وی دراین زمینه می گوید:به جای ازدواج نیمه مستقل ازدواج کاملا آسان را ترویج کنیم.یعنی تمام چیزهای اضافی که حقیقتا نیازی به آنهاست ومتاسفانه در طور طول زمان به یک بدعت بد در ازدواج تبدیل شده را حذف کنیم ولازمه این موضوع این است که خانواده ها واقعا باور داشته باشند که هدف از ازدواج زندگی مشترک است نه صرف ازدواج ومراسم آن !چرا که گاهی اوقات دیده می شود که خانواده ها درمورد شروع زندگی وازدواج طوری برخورد می کنند که انگار خود ازدواج وشروع آن از زندگی مهم تراست وبه نوعی زندگی مشترک وآرامش جوانان در فرع ماجرا قرار دارد.
دراین زمینه این استاد دانشگاه براین باور است که لازمه تحقق فرهنگ ازدواج خیلی آسان فرهنگ سازی است،این فرهنگ سازی باید از طرق مختلف چه در دانشگاه ،چه در خود خانواده ها وچه در رسانه ملی که یکی از مهمترین ابزارهای تحقق فرهنگی است صورت پذیرد.چرا که رسانه ملی باید با زشت جلوه دادن توقعات درپیش چشم بیندگان به آنها این موضوع را بباوراند که این توقعات که ریشه در مادی گرایی دارد بسیار بد وناپسند است وجز اینکه ازدواج جوانان به تاخیر می اندازد وباعث افزایش فساد درجامعه می شود هیچ حاصل دیگری نخواهد داشت.همچنین به تعبیر جمشیدی ها نباید والدین طوری برخورد کنند که جوانان فکر کنند که همه چیز زندگی مادیات است.وی دراین باره به این موضوع اشاره می کند که والدین باید به جای ترویج مادی گرایی فرهنگ توکل را در جوانان ترویج دهند،فرهنگی که خداوند را به عنوان رزاق در زندگی مشترک می داند.به همین دلیل به باور او ترویج فرهنگ ازدواج آسان از طرح ازدواج نیمه مستقل موثرتر خواهد بود.
آیا ازدواج نیمه مستقل منجر به افزایش طلاق می شود؟
اما دراین میان یک نکته مهم وجود دارد که به نوعی باعث اختلاف موافقان ومخالفان این طرح شده است وآن هم این که آیا این طرح ممکن است منجر به افزایش آمار طلاق شود؟
دراین زمینه برخی کارشناسان براین باور هستند که این طرح نمی تواند تغییری در آمار طلاق شود چرا که یک زوج اگر به تفاهم نرسند در یک زندگی مشترک وکاملا مستقل هم طلاق می گیرند،پس طلاق ربطی به این موضوع واصل این طرح نخواهد داشت.از سوی دیگر این کارشناسان براین باورند که باید درکنار این طرح سطح مسئولیت پذیری دختران ووپسران را با فرهنگ سازی افزایش داد تا آنان بدانند که در ازدواج نیمه مستقل مانند ازدواج مستقل باید مسئولیت پذیر باشند.
به هر ترتیب ازدواج نیمه مستقل با تمام مخالفین وموافقینش یک طرح پیشنهادی است،که می تواند در جامعه بازخوردهای مثبت ومنفی داشته باشد.اما درکنار تمام این بازخوردها یک نکته بسیار مهم هم وجود دارد،آن هم اینکه نظر اسلام دراین باره چیست؟آیا اسلام با چنین طرحی موافق است یا مخالف؟به نظر می رسد که برای پاسخ به این سوالات ودیگر سوالات باید توجه کرد که شرع مبین اسلام صریحا به این موضوع بارها اشاره داشته که ازدواج در کنار تقوا وخودکنترلی مهمترین ابزار برای ایجاد آرامش روانی درجامعه است.همچنین باید توجه کرد که اسلام بارها از هر گونه بدعتی مانند افزایش توقعات گوناگون درجامعه دوری جسته وآن را مورد مذمت قرار داده است.
رضافرخی
خبرگزاری فارس
همزیستی مسالمت آمیز با همنشینان آشنا
همسر
با ازدواج انسانها عهده دار مسئولیت های جدیدی می شوند که یکی از مهمترین این مسئولیتها رعایت اعتدال بین دو طیف عاطفه ( همسر و خانواده خود ) است . مدیریت این رابطه از اهمیت ویژه ای در حفظ و تدوام زندگی مشترک دارد. از آنجایی که دوام زندگی مشترک تحت الشعاع و سیطره این دو طیف عاطفه قرار دارد، هر یک از زوجین باید سعی نمایند که وظایف محوله و قرار داد شده فی مابین خود، در قبال خانواده خود و همسر را به نحو احسن انجام دهند؛ و زوجین جوان باید بدانند که علی رغم حفظ رابطه عاطفی خود و همسر، موظف به حفظ رابطه عاطفی خود و همسر با پدر و مادرشان نیز هستند. با این اوصاف، زمانی که شما حاضر به پذیرش زندگی با خانواده همسر در یک محل و ساختمان می شوید، حفظ این رابطه از ارزش زیادی برخوردار خواهد بود و به جرات می توان گفت تدوام زندگی مشترکتان اساسا به معاشرت صحیح و رعایت حقوق و توازن بین این دو طیف عاطفه وابستگی تام دارد.
پیرو مقالات پیشین، نگارنده واجب دانست به نحوه صحیح معاشرت و ارتباط در این نوع از سبک زندگی نیز بپردازد. در ادامه باید متذکر شوم که بهتر است مقالات پبشین مرتبط با نحوه صحیح ارتباط با خویشاوندان همسر را مطالعه بفرمایید، اما به لحاظ گزینش سبک زندگی خانوادگی، شایسته است به موارد مطرح شده در ذیل، توجه مبسوط و ویژه ای را مبذول دارید. امید می رود با رعایت نکات و اراده و تمرین، به کسب هنر" مدیریت روابط خود با همسر و خانواده "، که یکی از هنرهای زندگی مشترک است، نائل آئید.
• خانواده خود را توجیه نمائید که شما بسان دو همسایه هستید با این تفاوت که آشنایی دیرینه و هم خونی دارید و هر یک از شما، زندگی مستقل و مجزایی را تجربه می کنید و هر یک از شما در درون زندگی خانوادگیتان سبک زندگی متفاوت و مختص به خانواده خود را دارا می باشید و پیرو سبک زندگی آنها نخواهید بود و این به معنای عدم علاقه و بی احترامی شما به آنان نیست.
• بعد از بازگشت از محل کار، به یک سلام و احوالپرسی اکتفا نموده و برای صرف ناهار یا شام به خانه خود بروید و به اتفاق همسرتان غذایتان را میل نمائید. در صورت اصرار والدین، بهتر است غذای اهدایی آنان را به منزل خودتان برده و با همسرتان، شریکی میل کنید و پس ازآن به نشان سپاسگزاری و ارادت، به همراه همسر به والدین سر بزنید و از آنها تشکر کنید.
عشق فانتزی
• با کمک و مشورت گرفتن ازهمسرتان ساعات و روزهایی مشخصی را برای رسیدگی به امور خانه پدری در نظر بگیرید و با برنامه عمل نمائید. البته در برنامه ریزیتان شرایط اضطراری( بیماری والدین، مسافرت،...) را نیز در نظر داشته باشید.
• برای نشان دادن احترام وابراز محبت و توجه خود به خانواده همسر، بهتر است به هنگام خرید، از آنها بپرسید چیزی احتیاج ندارند؟
• هراز چند گاهی آنها را مهمان دست پخت خوشمزه تان کنید و یا از خریدهایتان، به آنان هدیه کنید.
• گاهی اوقات برای جلب محبت و ابراز علاقه بهتر است، آنها را به طور رسمی یا غیر رسمی برای شام یا ناهار به منزل خود دعوت کنید و حتی در مواقع مقتضی خودتان به خانه آنها برای مهمانی بروید.
• به هنگامی که درمنزل والدین همسرتان مهمانی یا مراسمی است خود را همپای آنان میزبان قلمداد نمائید و تا حد امکان در هر چه با شکوه برقرار کردن آن تلاش کنید. احیانا اگر شرایط حضور در آن مهمانی را ندارید بهتر است قبل از مهمانی،علتتان را توضیح دهید و ناراحتی خود را از عدم حضورتان ابراز نمائید. البته برای نشان دادن و اثبات حسن نیت خود، می توانید در مقدمات ابتدائی و در تهیه و تدارک مرتبط با آن مراسم، یاریگر آنها باشید و در صورت امکان برای حفظ حرمت خود و احترام به خانواده همسر، لحظات کوتاهی را با مهمانان آنان بگذرانید تا موجبات سوءتفاهم مهمانان را فراهم نیاورید.
خانواده خود را توجیه نمائید که شما بسان دو همسایه هستید با این تفاوت که آشنایی دیرینه و هم خونی دارید و هر یک از شما، زندگی مستقل و مجزایی را تجربه می کنید و هر یک از شما در درون زندگی خانوادگیتان سبک زندگی متفاوت و مختص به خانواده خود را دارا می باشید
• از همان ابتدا، در تربیت فرزندانتان، مستقلانه رفتار کنید و بار اصلی تربیت را خود و همسرتان متحمل شوید و در مواردی که نیازمند یاری آنها و گرفتن راهنمایی هستید آنها را از یاد نبرده و از آنها کمک بگیرید. لازم به ذکر است، گاهی زوجین به خاطر فقدان تجربه، سهل انگاریهای مفرطی را در تربیت فرزندان اعمال می کنند و راهنمایی های دلسوزانه والدین با تجربه را دخالت و اعمال سلیقه قلمداد می کنند؛ در چنین مواقعی گستاخانه برخورد نکنید و گوشزدهای آنان را به پای مهربانی و کمک آنان در فرزندپروریتان بدانید و مهارت آنان را تربیت سنتی تلقی نکنید. اما اگر احساس کردید شیوه تربیتی شما با آنان تفاوت فاحشی دارد واصول تربیتی شما از هر لحاظ پذیرفتنی است به طور غیر مستقیم و غیر قابل مشهود حضور فرزندتان را با آنها تحت نظارت خود داشته باشید و در مواردی که فکر می کنید رفتار آنان به تربیت شما خدشه وارد می کند، زمان با هم بودن آنها با فرزندتان را محدود نمائید ولی در مواقع بی خطر، مانع این ارتباط نشوید.
• در مواقع بروز اختلاف، سعی نمائید که آنها را در بحث و مشاجره تان دخالت ندهید، چرا که ممکن است صحبتی را بیان دارند که از نظر شما پشتیبانی و حمایت از فرزندشان قلمداد گردد و این تفکر ممکن است موجبات عکس العمل نا مناسب از طرف شما را فراهم سازد و به موجب آن گفتار یا رفتار ناموجهی را انجام دهید که باعث رنجش آنها شود و بعد از حل اختلافتان با همسر و بهبود روابطتان، تنها شرمندگی و دل چرکینی آن در دلها باقی بماند.
عشق
نکته: اگر خانواده تان نیز خواستند در حل آن مشکل به مساعدت و یاری شما بیایند تا به موضوع بحث فیصله دهند؛ در صورتی که احساس می کنید به کمک آنان نیازی ندارید، بهترین اقدام آن است که با احترام و تشکر از این که به فکر شمایند؛ بگویید: ترجیح می دهید خودتان شخصا آن را حل نمائید و دوست ندارید آنها را درگیر مشاجرات موقتی و سطحی خود که ناشی از سوء تفاهم می باشند، نمائید.
• در سپری کردن اوقات فراغت، حتی مسافرت ها و گردشهایتان، هر از چند گاهی از آنان تقاضا کنید که شما را همراهی کنند و به آنان یادآوری و اثبات کنید که مشایعت آنان با شما باعث خوشحالی و خرسندی شما خواهد شد. با این رفتار، شما با یک تیر، دو نشان زده اید، از یک سو، علاقه مندی به زندگی و بودن با آنها را در همه شرایط ( خوشی و ناراحتی) به آنها اثبات نموده اید و از سوی دیگر، به آنها نشان داده اید، علی رغم داشتن استقلال، باز نیازمند وجود آنان در کنار خود هستید و این نیاز را خود و همسرتان مشتاقانه طلب می کنید.
• احیانا اگر اختلافی بین همسر و خانواده تان پیش آمد، دخالت های بی مورد نکنید و توقعات نا به جا نداشته باشید، به عبارتی دیگر دخالت شما جانبداری و پشتیبانی از یک طرف قلمداد خواهد شد. لذا، بهتر است بحران به وجود آمده را دورادور مدیریت نمائید و ازهمسر و یا عضو درگیر شده خانواده تان بخواهید، خود راه حلی برای این مسئله بیابید و به اواطمینان دهید همواره پشتیبان اوئید و صد البته پشتیبان حق. ولی از آنجایی که نمی دانید مقصر و مسبب اصلی کدام است نمی توانید داوری کنید، چرا که هر دو طرف از عزیزان شمایند و شما نمی خواهید باعث تکدر خاطر آنها شوید و با مداخله تان وضعیت را بدتر نمائید.
نسرین صفری
تبیان
تغییرات در زندگی مشترک
به نظر شما آیا جوانانی که زندگی مشترک را آغاز می کنند می توانند برای همیشه با صمیمیت کنار هم باشند و آیا نبود همدلی می تواند کار آنها را به جدایی بکشاند؟
مطالعات تازه درباره این مسئله نشان می دهد این امر امکان پذیر است، یعنی اگر این جوانان تغییرات مراحل آغاز زندگی مشترکشان را به خوبی درک و کنترل نکنند، جدایی برای آنها ممکن و اغلب قابل پیش بینی است، چرا که مغز انسان در طول زندگی، شماری از واکنش های طبیعی را تحمیل می کند و نحوه برخورد با این مراحل، منجر به شکل گیری یا فروپاشی زندگی مشترک می شود.
نتایج مطالعات رفتارشناسی در دانشگاه گلاسکو چگونگی تأثیرات مغز در شیوه ازدواج دختران و پسران، از نخستین مرزهای آشنایی چهره به چهره تا راه های دستیابی به زندگی مشترک پایدار را نشان می دهد که، شناخت تفاوت های رفتاری در زندگی می تواند کلید عشقی جاودان و ابدی باشد.
زمانی که زوج های جوان با یکدیگر آشنا می شوند، مغز آنها ارسال پیام های دوطرفه را درک می کند. میزان پیام های شیمیایی که از طریق حواس عمل می کند، در زوجین بسیار بالاست، لذا هنگام نگریستن در چشمان هم، ذهن مستقل مردانه و زنانه همانند هم میزان بالای هورمون پیوند دهنده یا همان اکسیژن موجود اطرافشان می تواند رفتارهای منزجرکننده را از دیدشان پنهان کند، اما سرانجام مرحله زیست شناختی جدیدی در روابط زوجین آغاز می شود.
آغاز هشدار
پس از چندین ماه یا حتی یک سال که از شروع ارتباط گذشت، مواد شیمیایی مغز زوجین شروع به تغییر کرده و مغز متفکر هشدار می دهد که شریک زندگی ما دارای عیب و نقص هایی است. حس خشم، انزجار و گاهی ترس نسبت به یکدیگر در زوجین آشکار می شود.
بنابراین اگر در طول مرحله دلباختگی با شریک خود ازدواج کرده باشیم باید در این مرحله در افکارمان تجدیدنظر کنیم. در این شرایط مواد شیمیایی مغز که در مراحل آغاز دلباختگی غالب بودند، کاهش می یابد و به سادگی به این فکر می افتیم که خود یا طرف مقابل دچار مشکلی هستیم.
مبارزه برای تغییر
جوانانی که در این مرحله دلسردی را تجربه می کنند، مبارزه برای ایجاد تغییرات در یکدیگر را آغاز خواهند کرد. آنان با تلاش برای ایجاد تغییر در یکدیگر، با یاس نامعلومی دست و پنجه نرم می کنند. مرد و زنی که به این شکل در عشق و نزاع به سر می برند، به علت تفاوت در سلسله اعصاب، مشکل بیشتری خواهند داشت.
این دوران رنج آور است، اما زوجی که درحال نبرد در میدان قدرت هستند از درک این نکته ها عاجزند ولی تفاوت های مغزی می تواند کلید پیوندی طولانی میان آنان باشد.
پس از فروکش کردن عشق اولیه، مرد ممکن است فعالیت های مستقل بیشتر و زن ارتباط بیشتر با دوستان را بطلبند. یکی از دلایلی که ما در مرحله مبارزه برای تغییرات رفتاری مان، پیوسته رفتارهای بیرحمانه ای از خود نشان می دهیم، مربوط به نگرش متفاوت ما نسبت به استقلال زوجین است. نخستین ازدواج های منجر به طلاق، به طور میانگین دو تا سه سال دوام دارند.
آنچه بیشتر زوج های جوان درک نمی کنند این است که پیش از کمرنگ شدن علاقه، مرحله ای وجود دارد که مورد توجه نیست در مراحل آشنایی، ناامیدی و مبارزه برای تغییرات، مرد ممکن است حساسیت همسر، نیاز او به ارتباطات اجتماعی، اشتیاق او به نیاز عاطفی و حتی نگرش به خانه داری را تلف کردن وقت و زمان بداند. زن نیز ممکن است عادت ها، سرگرمی ها، مشغولیت کاری شوهر و نیاز به استقلال وی را به عنوان خطر و عملی خودخواهانه تلقی کند.
در واقع زوج های جوان خوشبخت در زندگی سرشار از شادی به کارها و رفتارهایی که پیوندشان را مستحکم کند، بهای بیشتری می دهند، کارهایی از قبیل شب گذرانی و صرف شام خانوادگی، این آداب پایه های نگهدارنده ازدواج هستند. همه لحظات زندگی مشترک نباید لزوما با صمیمیت بگذرد. جوان ها می دانند این نوع رفتارهای پیونددهنده، هنگامی که زندگی پر از دغدغه و مشغولیت شود، نیروی عشق را حفظ می کند. زوج های جوان علاقه و متانت را در بسیاری از رفتارهای زندگی و تعاملات خود با یکدیگر پیش می گیرند. شاید هیچ کس بهتر از خود آنها رفتار مناسبی نداشته باشد، اما هنگامی که در مبارزه برای تغییرات گرفتاریم، می پنداریم که شریک زندگی مان باید موضوع همیشگی برای تخلیه استرس هایمان باشد.
اقدام برای حل اختلافات
بدون شک گاهی اوقات ما عصبانی می شویم و با هم جر و بحث می کنیم. همچنین در جر و بحث ها بیشتر به دنبال راه حلی هستیم تا این که بگذاریم اوضاع وخیم تر شود اما یقینا به خاطر عمل نادرست خود عذرخواهی کرده و اختلاف پیش آمده را حل می کنیم. جوانانی که زندگی مشترک را آغاز می کنند با گذشت سال ها درمی یابند که حتی با وجود این که همسرشان بهترین دوست آنها است، هنوز هم بسیاری از نیازهای عاطفی خود را در میان دیگر افراد باز می یابند.
دانستن این نکته بسیار برای ما با اهمیت است که احساسات مان به یکدیگر، احتمالا با گذر زمان دچار تغییر می شود و این امری طبیعی است. در نتیجه باید اجازه دهیم تا به کمک پیام های منطقی ارسالی از مغزمان که با تفکر نسبت به زندگی مان کسب می کنیم، ما را به تفاهم و عشقی پایدار و طبیعی در زندگی سوق دهد.
کیهان